خانه > ادبیات فارسی, استوره ایرانی, نوشتار‌ها > هزاره‌ی شاهنامه در برلین از نوزدهم ماه مارس تا سوم ماه یولی ۲۰۱۱

هزاره‌ی شاهنامه در برلین از نوزدهم ماه مارس تا سوم ماه یولی ۲۰۱۱

۱۹ تیر ۱۳۹۰ جواد پارسای

دوران تاریخی، «هزاره‌ی شاهنامه‌ی فارسی» نامی است که موزه‌ی پرگامون در برلین بر این نمایشگاه برگزیده است. سپاسگزار از فیروز ش. دوستی که خود چند خوان آزمون‌  نبرد با پلیدی‌ها را پشت سر گذاشته، چشمم به دیدار زیبایی‌های جاودانه‌ی هنر ایرانی در «نمایشگاه هزاره‌ی شاهنامه» در پرگامون درخشش گرفت. من موزه‌ی‌ پرگامون را نیز یکی از «پانتئون‌های» پرستشگاه‌های ماندگار هنری دنیا می‌دانم. پرگامون، برای پلاکارد بزرگ این نمایشگاه، از مینیاتور زیبای «گذر سیاوش از آتش» استفاده کرده است که من آن را برای این برهه‌ی زمانی آشفته و آلوده به دروغ و تزویر در کشورم، نماد بسیار بامعنایی تلقی می‌کنم.

بخش شرق‌شناسی کتابخانه‌ی دولتی برلین، به دستاویز «هزاره‌ی شاهنامه» که از سوی «یونسکو» اعلام شده بود، نمایشگاهی برای این دفتر ماندگار حماسه‌ی ایرانی، از ۱۹ ماه مارس تا ۰۳ یولی ۲۰۱۱ برگزار کرده است. باربارا شنایدر-کِمپف، مدیرکل کتابخانه‌ی دولتی برلین در گزارشی می‌نویسد: کتابخانه‌ی دولتی برلین، در «سی‌سد و پنجاهمین سال» بنیانگذاری خود، به رونمایی دستنوشته‌های ادب پارسی می‌پردازد. نخستین دستنوشته‌های ایرانی، از سال ۱۶۷۲، توسط جهانگرد نامی، آدام اولئاریوس، به کتابخانه‌ی برلین راه یافتند. در بخش خاوری این کتابخانه نزدیک به ۴۲۰۰۰ پوشینه نسک دستنویس گردآوری شده اند که از این میان، ۲۴۰۰ نسک دستنویس ایرانی به شکوه این بخش می‌افزایند.

این نمایشگاه در پنج بخش، حدود یک سد اثر گرانبهای ایرانی را به رونمایی گزارده است. بیشتر این آثار از موزه‌ها، کتابخانه و مجموعه‌های برلین فراهم آمده اند. برای پژوهش «شاهنامه در موزه‌های جهان[۱]» در سال ۱۳۵۴ خورشیدی (۱۹۷۵) ترسایی، مدارک و آگاهی‌های ارسالی موزه‌ی دولتی آلمان فدرال-برلین، برای من، تنها درباره‌ی دو نسک دستنویس بود. در حالی‌که اینک مجموعه‌یی از نسک‌های دستنویس، ورقه‌های تکی جدا افتاده از نسک، آثار هنری دیگری که با الهام‌گیری از سروده‌های دهگان گران‌تبار توس و با الهام‌گیری از ساخته‌های نگارگری هنرمندان ایرانی آفریده شده اند، در شماری نزدیک به یک سد اثر در این نمایشگاه به رونمایی گذاشته شده اند. من همگان را به دیدار و ستایش این مجموعه رهنمون می‌شوم، ترسم که این فرصت گرانبها با این حجم دیگر تکرار نگردد.

در یکی از بخش‌های نمایشگاه، اوراقی چند از مینیاتورهای دو نسک خطی: «شاهنامه‌ی بایسنغری» که برای سلطان ایلخانی فراهم آورده شده و اوراقی از شاهنامه‌ی «شاه تهماسپی» که در کتابخانه‌ی دربار شاه صفوی با مینیاتورهای بی‌مانند به سفارش شاه تهماسپ فراهم آمده، به نمایش درآمده اند. برلین مالک شماری از نسک‌ها کامل شاهنامه است، که به داشتن آن‌ها به خود می‌بالد و هرازگاهی بهر دستاویز این آثار زیبا را در معرض دید و پژوهش دوستداران آثار هنری ایرانی می‌گذارد. شاهنامه‌های به نمایش درآمده در بخش دوم این نمایشگاه، ادوار تاریخی چندگونه دارند و سبک این آثار، مکتب‌های دایر مینیاتورسازان زبده‌ی آن زمان را در شهرهای گوناگون ایران: تبریز، اسپهان، شیراز و حتا هرات را معرفی می‌کنند.

در نسک‌های رونمای بخش سوم نمایشگاه، موضوعات اخلاقی، نگاشته در شاهنامه‌، به نمایش گذاشته شده اند. در مینیاتورهای شاهنامه‌های این بخش، صحنه‌های نبرد به نمایش درآمده‌اند. این صحنه‌ها، در فرهنگ ایران زمین، پیشینه‌ی چند هزار ساله دارند. این مینیاتورها، مضمون:« نبرد تاریکی با روشنایی یا نبرد گجسته با خجسته» را می‌نمایانند. به باور ایرانی، نبرد نیروهای اهریمنی با نیروهای آهورایی، ناگزیرترین نبردی است که از آغاز جهان، انسان با آن درگیر شده و از ادامه‌ی این نبرد تا پیروزی نیکی بر بدی و نیک‌اندیشی بر تاریک‌اندیشی گریزی نیست. این نبردی است که در مینیاتورهای شاهنامه نیز به برجسته‌نمایی پرداخته شده و این نبردی است که آتش آن، نه تنها در ایران و در دوران کهن، بلکه هم‌اکنون نیز در ایران و دیگر نقاط جهان شعله‌ور است.

یکی دیگر از نسک‌های زیبایِ نموده در بخش سوم، کتاب ‌شاهنامه ای است به زبان آلمانی که توسط شاعر توانا و کوشا «فریدریک روکّرت» به این زبان برگردانده شده است. این کتاب راهگشای شاهنامه در قلمرو کشورهای آلمانی‌زبان گردید. زیبایی و گویایی این نمایشگاه مدیون همکاری ارزنده‌ی، گروهی از دانایان این باب، است که در بین آنان به چند نام ایرانی نیز برمی‌خوریم. این دستیاران، نه تنها متن‌های راهنما و گویایی عرضه‌ی آثار در نمایشگاه را برعهده داشتند، بلکه نوشتارهای ارزنده‌یی نیز از ده نفر آنان، درباره‌ی شاهنامه و برخی از شعرها و فصل‌های شاهنامه، در کتاب راهنمای نمایشگاه به چاپ رسیده اند.

گذشته از نسخه‌های کامل شاهنامه، اوراق گرانبهای جدا افتاده و آثار هنری دیگری نیز که باالهام از اشعار فردوسی گردآوری شده‌اند، که آن‌ها نیز به این نمایشگاه رونقی بسزا بخشیده‌اند. کل این مجموعه را برگزارکنندگان به ۱۰۰ اثر محدود کرده اند. در این بخش از نمایشگاه، برگزارکنندگان از یادآوری برخی رویدادهای تاریخی نیز فروگزار نکرده اند. از آن جمله به یادمانی اشاره شده که به روزگار نابسامان فاشیسم و زورگویی آلمان هیتلری اشاره می‌کند. در سال ۱۹۳۴ در کنگره‌ای برای سراینده‌ی شاهنامه برگزار می‌شود که در آن نخبگانی از سراسر دنیا در تهران گردهم می‌ایند. در بین ۵۰ استاد پژوهشگر شاهنامه، شرکت کنندهدر این کنگره، به نام پژوهشگر ارزنده «فریتس وولف» برمی‌خوریم. کار برجسته‌ی این دانشمند، یعنی  تدوین «واژه‌نامه‌ی هزار صفحه‌یی لغات و نام‌های شاهنامه» که سی سال برای آن کوشش کرده بود در نمایشگاه این کنگره، در تهران به رونمایی گذاشته شد. این دانشمند شرق شناس یهودی آلمانی که در کشتارگاه آشویتس در زمان حکومت نازی کشته شد، این اثر کم‌نظیر و بسیار ارزشمند را به پادشاه همروزگار در ایران، رضاشاه پهلوی تقدیم کرده بود.

یکی دیگر از ویژگی چشمگیر و کنجکاوی‌برانگیز در این نمایشگاه، ارائه‌ی پوسترهایی با بهره‌گیری از اشعار شاهنامه است که در زمان جنگ دوم جهانی، در انگلستان به چاپ و نشر گذاشته شده اند. محتوای این پوسترها، نقش‌های صحنه‌های نبرد قهرمانان در شاهنامه هستند. این صحنه‌ها، همچنان که در بالا اشاره شد، بازنمایی باور ایرانی نبرد نیکی با بدی و آهورا با اهریمن، انسان با دیو را دربردارند. این پوسترها، برای بهره‌گیری تبلیغاتی و انگیزش احساسات مردم بر علیه نازی‌های هیتلری استفاده شده است.

آیا شاهنامه، نامه‌ی شاهان است یا شاه تامه‌ی (شاهکار) فردوسی است؟

شاهنامه، اگر به سرگذشت شاهان ایرانی پرداخته، به نقش پهلوانان و حتا مردم نیز بیشترین بها را داده است. در این نوشتار جای گشایش این بحث نیست و مرا هم به جولانگاه سیمرغ راهی نیست ولی امیدوارم که ناموران گرامی، بدور از پیورزی‌های خشک‌اندیشانه، یک بار دیگر به کنکاش بپردازند. همگان، بر این نکته نیز اذعان دارند که شاهنامه، مایه از نسک «خوتای‌نامک= خدای‌نامه» برگرفته است.

دکتر فتح‌الله مجتبایی می‌گوید: «آنچه در زمان فردوسی و در دوران پیش از او بردل‌ها و اندیشه‌های مردم می‌گذشت، آرزوی رهایی از سلطه‌ی بیگانگان- ترک و تازی- و بازگشت به مجد و عظمت دیرین بود». به نظر او، فردوسی با انگیزه رهایی از یوغ بیگانگان و نگهداشت زبان فارسی، در داستان‌های شاهنامه آشکارا می‌کوشد ایرانیان را به هم پیوند دهد و حس یگانگی و همبستگی و خودشناسی و اعتماد به نفس را در آنان زنده کند. او شاهنامه را یک منظومه رشک‌انگیز و بعضی از داستان‌های آن را با تراژدی‌های بزرگ جهان ادبیات همسنگ دانست و گفت فردوسی با رنج بسیار کوشیده است شاهنامه را به زبان پارسی سره بسراید. در این زمینه، گفته‌یاد «حسنین الهیکل» روزنامه‌نگار مصری بی‌مناسبت نیست که می‌گوید اگر ما نیز شاعری چون فردوسی و سروده‌یی چون شاهنامه داشتیم، زبان ملی خود را از دست نمی‌دادیم.

دستاوردهای پژوهشی استادانی مانند: تئودور نولدکه از سویی و دکتر جلال خالقی مطلق از سوی دیگر راهی را برای پژوهش محتوایی شاهنامه گشودند که نه تنها پژوهشگرانی مانند: فریدریک اشپیگل، ولفگانگ لنتس و … نیز در این راه هموار گام نهادند، بلکه باید، کارهای ارزنده‌ی: ورنا زوندرمن، یورگن اِلرس و شمار زیادی از رساله‌های دکترای پرداخته به شاهنامه را نیز از برکت همواری این راه به حساب آورد. گفتنی است که «نولدکه»، شاهنامه را «حماسه‌ی ملی ایرانی» معرفی کرده و حاصل پژوهش خود را در کتابی بدین نام منتشر می‌کند.

 


[۱] – کتاب «شاهنامه در موزه‌های جهان» پژوهشگران: جواد پارسای، مهشید روحانی، اداره‌ی کل موزه‌ها، تهران ۱۳۵۴

دیدگاه‌‌ها بسته شده است.