بایگانی

بایگانی برای دستهٔ ‘ادبیات فارسی’

هزاره‌ی شاهنامه در برلین از نوزدهم ماه مارس تا سوم ماه یولی ۲۰۱۱

۱۹ تیر ۱۳۹۰ جواد پارسای دیدگاه‌ها بسته شده است

دوران تاریخی، «هزاره‌ی شاهنامه‌ی فارسی» نامی است که موزه‌ی پرگامون در برلین بر این نمایشگاه برگزیده است. سپاسگزار از فیروز ش. دوستی که خود چند خوان آزمون‌  نبرد با پلیدی‌ها را پشت سر گذاشته، چشمم به دیدار زیبایی‌های جاودانه‌ی هنر ایرانی در «نمایشگاه هزاره‌ی شاهنامه» در پرگامون درخشش گرفت. من موزه‌ی‌ پرگامون را نیز یکی از «پانتئون‌های» پرستشگاه‌های ماندگار هنری دنیا می‌دانم. پرگامون، برای پلاکارد بزرگ این نمایشگاه، از مینیاتور زیبای «گذر سیاوش از آتش» استفاده کرده است که من آن را برای این برهه‌ی زمانی آشفته و آلوده به دروغ و تزویر در کشورم، نماد بسیار بامعنایی تلقی می‌کنم. ادامهٔ نوشته

زندگی شیرین است

۱۹ تیر ۱۳۹۰ جواد پارسای دیدگاه‌ها بسته شده است

باز فردا بامداد، باد صبا،

با لرزش گل‌شاخه‌ی نازآرزو،

خبر از آمدن فصل بهار خواهد داد.

یاد من باشد،

که فراموش نگردد،

به نسیم از سر اخلاص سلامی بکنم،

و به شکرانه‌ی لبخند شقایق،

شبنمی روی لبانش بنشانم،

و بگویم:

زندگی شیرین است.

تا زمانی که دلی، دل‌نِگرانِ عشق است،

تا زمانی که ورق‌پاره‌ی شعری،

به شتاب از نگری می‌گذرد،

تا زمانی که به یک واژه،

دل غمزده‌یی شاد ‌شود،

زندگی باید کرد.

و به انگشت نخی باید بست،

تا فراموش نگردد،

که سحرگاه، به روزِ دگری نیز

 نسیمی به درِ خانه‌ی دل خواهد زد

تا که دلداده به شکرانه‌ی دیدار نسیم

و به شکرانه‌ی لبخند شقایق

ورقی تازه به یک واژه بیاراید و بنویسد

با همه‌ی تلخی و ناکامی‌ها،

زندگی شیرین است،

تا زمانی که آرزو

کنج دل آرمیده و شاد است،

زندگی باید کرد.

دسته‌هاادبیات فارسی برچسب‌ها:

خوش آمد بهار

۲۶ اسفند ۱۳۸۹ جواد پارسای دیدگاه‌ها بسته شده است

خوش آمد بهار

گل از شاخه تابید، خورشیدوار

و آغوش نوروزِ پیروزبخت،

گشوده رخ و بازوان را به ناز

برای گل افشانی ارغوان.

سده، در به روی زمستان ببست

به جایش، چار عنصر زندگانی نشست

نخست: باد، در پی بود: خاک و آب

چهارم به چارشنبه سوری

همه دل گشایند به شادی و شوری

سرِ کوی و برزن

زن و مرد و کودک به یمن بهار

پسین هفتۀ ماه اسپند

به پیشباز جوزای هفت گیس‌دار

فراآورند، هیمه از کوهسار

به آتش فروزان کنند کوی و شهر

بسوزند بداندیش، دژخیم و اهریمنان

یکا یک به جست از فراروی آتش

به پاکی کنند یاد، از یَل سیاوش

فرو شد زمستان اهریمنی

بهاران فرامیرسد، بهارِ پرستیدنی

سراسر همه، مژدۀ ایمنی

درین صبحِ فرخندۀ تابناک

که از زندگی دم زند جانِ خاک

همه لحظه ها را به شادی سپار

به زیبا نوایِ هماهنگِ تار

بگوییم: یاران!

خوش آمد بهار.

 

زندگی دوستی در چکامه های ایرانی

۱۴ بهمن ۱۳۸۹ جواد پارسای دیدگاه‌ها بسته شده است

زمانی من در پی این بودم که بدانم، چند شاعر ایرانی ، در سروده های‌شان به موضوع “عشق” در مانکِ (معنای) همگانی آن ، “زندگی” و “شادی” پرداخته اند و این گزاره‌ی با ارزش انسانی، چه حجمی از دیوان آنان را ویژه‌ی خود ساخته است.

این نوشتار، درباره‌ی «زندگی دوستی» در چکامه‌های شاعران ایرانی، شاید این پرسش را پیش آورد که مگر زندگی ستیزی هم وجود دارد؟ – بلی! ادامهٔ نوشته

زاد شب مهر ، شب یلدا

۱۹ دی ۱۳۸۹ جواد پارسای دیدگاه‌ها بسته شده است

در نگر ایرانیان، دو پدیده، در زندگی این جهانی، نقش بزرگی بازی می‌کنند: پدیده‌ی نیکی و پدیده‌ی بدی. هریک از این دو پدیده را نیز نشانه‌هایی است. تابش خورشید و روشنی روز از نشانه‌های نیکی است. چیرگی تاریکی و پنهان‌مانی روشنایی، از نشانه‌های بدی است. این دوگانه نگری یا دوگانه اندیشی، درونمایه‌ی بنیادین بسیار‌ی از دین‌ها و آیین‌های شناخته شده‌ی جهان امروزی است. این جداسازی abstraction هم، ریشه در فرهنگ بومیِ پیش از آمدن آریایی‌ها به ایران، دارد. به گفته‌ی دکتر مهرداد بهار، در هزاره‌ی نخست پیش از میلاد، که استوره‌ها کم کم رنگ می‌باختند، این دوگانه‌نگری نیز جای خود را به یگانه‌پنداری داد و خدایان زورمند، گام به میدان گذارده و نقش اهریمن و شیطان را از همترازی انداختند. ولی هنوز هم، این بخش‌بندی دوگانگی نه تنها بر اندیشه، که بر زندگی مردمان نیز سایه‌گستر است. ادیانی هم که بر طبل یکتاپرستی می‌کوبند، خود تماشاگر رزمایش بین خدا و شیطان‌شان هستند. انگیزه‌ی ناسازگاری پندار شیطان با آفرینش خدا، که خود به اصطلاح فرشته‌ای از فرشتگان بوده، در اینگونه ادیان، گرهی ناگشوده باقی مانده است. ادامهٔ نوشته