بایگانی

بایگانی برای دستهٔ ‘استوره ایرانی’

هزاره‌ی شاهنامه در برلین از نوزدهم ماه مارس تا سوم ماه یولی ۲۰۱۱

۱۹ تیر ۱۳۹۰ جواد پارسای دیدگاه‌ها بسته شده است

دوران تاریخی، «هزاره‌ی شاهنامه‌ی فارسی» نامی است که موزه‌ی پرگامون در برلین بر این نمایشگاه برگزیده است. سپاسگزار از فیروز ش. دوستی که خود چند خوان آزمون‌  نبرد با پلیدی‌ها را پشت سر گذاشته، چشمم به دیدار زیبایی‌های جاودانه‌ی هنر ایرانی در «نمایشگاه هزاره‌ی شاهنامه» در پرگامون درخشش گرفت. من موزه‌ی‌ پرگامون را نیز یکی از «پانتئون‌های» پرستشگاه‌های ماندگار هنری دنیا می‌دانم. پرگامون، برای پلاکارد بزرگ این نمایشگاه، از مینیاتور زیبای «گذر سیاوش از آتش» استفاده کرده است که من آن را برای این برهه‌ی زمانی آشفته و آلوده به دروغ و تزویر در کشورم، نماد بسیار بامعنایی تلقی می‌کنم. ادامهٔ نوشته

نوروز جمشیدی

۲۶ اسفند ۱۳۸۹ جواد پارسای دیدگاه‌ها بسته شده است

نوروز جمشیدی                                                 

می انـدر مجلس آصف بـه نوروز جلالی نوش

که بخشد جرعة جامش جهان را ساز نوروزی

ز کـوی یـار مـی آیـد نسـیم بـاد نـوروزی

ازاین باد ار مدد خواهی چراغ دل بیفروزی

                                                                   حافظ

رویدادهای طبیعی، زمان یخبندان‌ها، موسم یارگیری پرندگان و دیگر جانوران، انسان نخستین را متوجه بازگشت فصل‌ها، دگرگونی طبیعت و از این راه، سنجش و تقویم زمان می‌کرد. برخی از مردم شناسان براین باورند که، انسان‌ها در کهن روزگاران نیز، دگرگونی طبیعت را رویکرد زمان ویژه می‌دانستند، از اینرو، سال نو را، از نخستین روزهای: بهار، تابستان، پاییز یا زمستان حساب می‌کردند و برای این روزهای ویژه آیین‌هایی داشتند. در روی سفال‌های ۷۰۰۰ ساله‌ی ایران[۱] نقش‌هایی از رکس (رقص) و پایکوبی گروهی زنان و مردان را می‌بینیم که با جشن‌های ویژه‌ای پیوند دارند. ادامهٔ نوشته

زاد شب مهر ، شب یلدا

۱۹ دی ۱۳۸۹ جواد پارسای دیدگاه‌ها بسته شده است

در نگر ایرانیان، دو پدیده، در زندگی این جهانی، نقش بزرگی بازی می‌کنند: پدیده‌ی نیکی و پدیده‌ی بدی. هریک از این دو پدیده را نیز نشانه‌هایی است. تابش خورشید و روشنی روز از نشانه‌های نیکی است. چیرگی تاریکی و پنهان‌مانی روشنایی، از نشانه‌های بدی است. این دوگانه نگری یا دوگانه اندیشی، درونمایه‌ی بنیادین بسیار‌ی از دین‌ها و آیین‌های شناخته شده‌ی جهان امروزی است. این جداسازی abstraction هم، ریشه در فرهنگ بومیِ پیش از آمدن آریایی‌ها به ایران، دارد. به گفته‌ی دکتر مهرداد بهار، در هزاره‌ی نخست پیش از میلاد، که استوره‌ها کم کم رنگ می‌باختند، این دوگانه‌نگری نیز جای خود را به یگانه‌پنداری داد و خدایان زورمند، گام به میدان گذارده و نقش اهریمن و شیطان را از همترازی انداختند. ولی هنوز هم، این بخش‌بندی دوگانگی نه تنها بر اندیشه، که بر زندگی مردمان نیز سایه‌گستر است. ادیانی هم که بر طبل یکتاپرستی می‌کوبند، خود تماشاگر رزمایش بین خدا و شیطان‌شان هستند. انگیزه‌ی ناسازگاری پندار شیطان با آفرینش خدا، که خود به اصطلاح فرشته‌ای از فرشتگان بوده، در اینگونه ادیان، گرهی ناگشوده باقی مانده است. ادامهٔ نوشته